ترنم معرفت

گام به گام تا رسیدن به معبود

ترنم معرفت

گام به گام تا رسیدن به معبود

ترنم معرفت

بسم الله الرحمن الرحیم
به گفته ی احادیث در آخر الزمان نگه داشتن دین سختتر از نگه داشتن آهن مذاب در دست است. هدف از ایجاد این وبلاگ تقویت باورهای دینی و اعتقادی و پاسخ به سوالات اعتقادی ، احکام و هرگونه سوالات دینی است. باشد که مورد رضایت حضرت ولی الله الاعظم روحی لتراب مقدمه فداه قرار گیرد و به اندازه ی ساعتی باعث تعجیل در امر فرجشان شود.
آمین.

محبوب ترین مطالب
۲۸
مهر

بسم الله الرحمن الرحیم

برخی تاثیر محیط و وراثت را بر افراد، بسیار مهم می دانند؛ طوری که بدون شناخت از فرد، فقط به خاطر پدر و اقوام، از او کناره گیری می کنند.

اما عاملی وجود دارد که از محیط و وراثت تاثیر بیشتری دارد.

اگر فرد مربی خوبی داشته باشد، حتی می تواند اثرات وراثت را از میان بردارد. مثل پسر یزید؛ کسی که پدری مثل یزید ملعون داشت ولی بواسطه مربی خوبی که داشت، در قلبش محبت اهل بیت علیهم السلام را پرورش داد و پس از مرگ یزید، پدرش را لعن کرد و بنا به قولی از قبول خلافت سر باز زد1.

اگر نگران آینده فرزندانمان هستیم؛ در انتخاب محیط آموزشی سخت گیر باشیم.

 

منبع:

1. علی محمد فتح‌الدین الحنفی؛ فلک النجاة فی الامامة والصلاة، با تحقیق ملا اصغر علی محمد جعفر، 1997 م، چاپ دوم، ص 95.

۲۷
مهر


#پوستر اربعین؛ عشق بین المللی، فقط حسین بن علی علیه السلام

#سوگواره_حسینی

#عکسنوشت

#هم_قدم_بازینب

۲۳
مهر

۲۰
مهر

بسم الله الرحمن الرحیم

وارد هیات که شدیم، فضا کاملا متفاوت بود. سربندهایی که از سقفِ پوشیده شده از چفیه آویزان شده بود و عکس های شهدا حال و هوای خاصی به فضا داده بود، روی لیوان های چایی جمله های مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل نقش بسته بود. کمی جلوتر از روی پرچم امریکا و اسراییل عبور می کردیم و وارد حسینیه می شدیم. صدای سخنران شنیده می شد که آخرین سخنان امام حسین علیه السلام را به یزیدیان می خواند و بعد از ترجمه با اتفاقات روز تطبیق می داد. جوان ها طوری مسحور سخنرانی شده بودند که گمان می کردی از کلاس درسی بی نظیر استفاده می کنند و سخنان استاد را جرعه جرعه مینوشند.هیات یعنی این، یعنی تربیت نسلی انقلابی در سایه سخنان ابی عبدالله علیه السلام.

 

۱۹
مهر

بسم الله الرحمن الرحیم

با غرور از اشتباهاتش می گفت و فکر می کرد چقدر روشنفکرانهزندگی می کند.

دوستانش با لذت از رفتارهاش تعریف می کردند، اما بعدا پیش دیگران اشتباهاتش را میشمردند. یک روز وقتی دوباره مشغول سخنرانی های پر از غرورش بود،غیر مستقیم درباره رفتارش ازش سوالی پرسیدم و کفتم بنظر خودت این کار درسته؟

امام حسین علیه السلام می فرمایند:
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی
دارد، از تو تعریف و تمجید می کند1.

منبع:

1.نزهه الناظر،ص88: من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک

۱۴
مهر

بسم الله الرحمن الرحیم

کوچیک که بودیم، بهمون می گفتن دروغگو دشمن خداست...

اما خدا رو خوب بهمون معرفی نکرده بودن که بدونیم این دشمنی ما رو از چه فیوضاتی محروم می کنه. شاید با خودمون می گفتیم خب دشمن باشه حالا چی کار کنیم... 

برای اینکه خدا رو به بچه هامون معرفی کنیم، باید با زبون خودشون باهاشون صحبت کنیم. این که خدا رو برای بچه ها اثبات کنیم بله لازم هست؛ اما در اولویت نیست. کسی که هنوز خدا رو نشناخته، اثباتِ وجودِ او دردی رو ازش دوا نمی کنه. 

برای شناختن خدا به بچه ها از هر فرصتی استفاده کنیم. وقتی میان بهتون میگن دوستت دارم، میتونید بعد از جمله منم دوستت دارم از جمله اما خدا بیشتر از من دوستت داره استفاده کنید.

میتونید بعد از انجام هر کار خوبش، از اینکه( خدا چقدر دوست داره آدمایی که کارهای خوب رو انجام میدن)، براش بگید و خیلی فرصت های دیگه...

 اگه از کودکی بچه هامون رو عاشق بار بیاریم، بعد از بزرگ شدنشون دغدغه تربیت دینی اون ها رو نخواهیم داشت. 

ان شاالله که فرزندانی عاشق خدا و اهل بیت علیهم السلام تربیت کنیم تا در محضر خدا سربلند باشیم. 

۰۲
مهر

بسم الله الرحمن الرحیم

می گفت تمام این حبّ اهلبیت رو مدیون پدرم هستم.

 همیشه می گفت: لقمه حلال سر سفره میارم تا بچه هام گرفتار نامردی نشن، تا بچه هام عاشق اهلبیت علیهم السلام بمونن. می گفت: اگه اهل کوفه مال حلال می خوردن، مقابل امامِ زمانشون شمشیر نمی کشیدن. لقمه ی حلال سرِ سفره میارم که اگه مهدیِ فاطمه اومد، از یارانش باشید نه از دشمنانش.

اینکه وقتی مراسم عزاداری اباعبدالله برپا میشه؛ بی تاب می شم و سریع خودمو به هیات می رسونم، تا ابد مدیون بزرگواری پدرم و تربیت مادرم هستم.

۳۰
شهریور

بسم الله الرحمن الرحیم

شیطان، یکسال گذشته هر تلاشی از دستش برمیومد انجام داد تا مردم کمتر به سمت معنویت قدم بردارند و بیشتر به سمت گناه کشیده بشن؛ اما معبود ما انقدر مهربون و بخشنده است که از هر موقعیتی برای ما یک فرصت برای بخشیده شدن ساخته. حالا هم در آخرین روز سال قمری، نمازی برای ما قرار داده که با خواندن آن شیطان از ناامیدی ناله سر می دهد. 

ماه ذی الحجه آخرین ماه قمری است. یکی از اعمال آخرین روز این ماه که از مرحوم «سیّدبن طاووس» نقل شده است، این است که، دو رکعت نماز مى خوانى و در هر رکعت، یک مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو اللّه» و ده مرتبه «آیة الکرسى» را مى خوانى و پس از نماز مى گویى: 


اَللّهُمَّ ما عَمِلْتُ فى هذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَل نَهَیْتَنى عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ، 

خدایا آنچه انجام دادم در این سال از اعمالى که مرا از آن نهى فرمودى و راضى بدان نبودى 

وَنَسیتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ، وَدَعَوْتَنى اِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلَیْکَ، اَللّهُمَّ فَاِنّى 

و من آن را فراموش کردم ولى تو فراموشش نکردى و مرا به بازگشت بسویت خواندى پس از دلیرى کردنم بر تو خدایا من از آن 

اَسْتَغْفِرُکَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لى، وَما عَمِلْتُ مِنْ عَمَل یُقَرِّبُنى اِلَیْکَ فَاقْبَنلْهُ مِنّى

اعمال آمرزش مى طلبم پس بیامرز آنها را و هر عملى که انجام دادم از اعمالى که مرا به تو نزدیک گرداند پس آن را از من قبول کن 

وَلا تَقْطَعْ رَجآئى مِنْکَ یاکَریمُ. 

و قطع مکن امیدم را از خودت اى بزرگوار. 
وقتى چنین کردى شیطان مى گوید: واى بر من! هرچه در مدّت این سال زحمت کشیدم (و او را وسوسه کردم) با این عمل، همه را از بین برد و سالش را به خیر پایان داد1!

گاهی به سادگی از کنار این نماز و دعاها می گذریم و فقط درباره شون میخونیم، اما همین نمازها و دعاهای ساده به عنوان توشه در کارنامه اعمالمون ثبت می شن و روزی که ناامید از همه جا فقط منتظر یک نقطه مثبت در نامه ی اعمالمون هستیم، به کمکمون میاد.

منبع:
1.اقبال ، ص 530
۲۹
شهریور

بسم الله الرحمن الرحیم

همیشه مُحَرَم برامون حال و هوای خاصی داره، سعی می کنیم هر سال برامون با سال گذشته فرق داشته باشه. دوست داریم اثر بیشتری داشته باشه و انرژی بیشتری بهمون بده. با بهتر استفاده کردن از محرم ، اون سال برامون بیمه میشه.  

تو اتاق نشسته بودم و داشتم فکر می کردم چقدر خودمو برای محرم آماده کردم؟ 

یادم افتاد مدتیه که یه کتاب خریدم اما هنوز تو صف کتاب ها مونده و خونده نشده. به نظرم بهترین فرصت برای خوندن کتاب بود. 

کتاب نامیرا 

بیش از هر چیز اسم کتاب است که خواننده را مشغول می کند؛ ابتدا به ذهن می رسد «نامیرا» فقط اسمی هنری است که برای جلب مخاطب انتخاب شده و یا ناشر و نویسنده خواسته اند ابهام داستان را زیاد کنند. اما کتاب را که تا انتها بخوانی معلوم می شود «نامیرا» ریشه در مفهوم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» دارد. مفهومی که می گوید پهنه ی سرزمین کربلا به اندازه ی کل زمین وسعت پیدا کرده و عاشورا همیشه نمیراست.
«نامیرا» داستانی شخصیت محور است؛ رمانی با خرده روایت هایی از تغییر روش، هدف، آرزو و عاقبت آدم ها. این روزگار است که آدم ها را در محک انتخاب شدن و انتخاب کردن می گذارد و نویسنده ی نامیرا فقط تصویرساز صادق این رویدادهاست. نویسنده ی کتاب را به سبک رمان های کلاسیک با شروعی آرام آغاز می کند، تصویرسازی می کند، شخصیت ها را یک به یک وارد داستان می کند، آن ها را معرفی می کند و با داستان پیش می برد. «نامیرا» اسیر اختلاف روایت های تاریخی نشده و البته از عقبه ی تحقیقی درستی بهره برده است. 
این اثر درباره دختر و پسری جوانی است که بین سرداران بزرگ برای حمایت از امام حسین علیه السلام و یزید تردید دارند؛ در ادامه داستان، این دو جوان طی استدلال های مختلف به حقانیت امام حسین علیه السلام پی می برند.
نویسنده، رمان «نامیرا» را در قالب یک فیلمنامه پانزده قسمتی نوشت و برای نوشتن این داستان آثار تحلیلی که درباره امام حسین علیه السلام و قیام او نوشته شده و کتاب های مقاتل را مطالعه کرده است1.

دوستان اگه فرصت مطالعه دارید، این کتاب رو از دست ندید. داستان کربلا برای ما همیشه عبرت آموز هست. شاید خوندن این کتاب تلنگری برای ما و انتظارمون برای حضرت ولی عصر روحی فداه باشه. 

منبع:

1. برگرفته از سایت پاتوق کتاب فردا 

۰۸
مرداد

بسم الله الرحمن الرحیم

تو حرم نشسته بودم و تو فکر بودم. داشتم فکر می کردم، باید چی کار کنم و چجوری حاجتمو بگیرم؟

ناگهان چشمم به دختر بچه های کوچکی افتاد که هر کدام به نحوی سعی می کردن توجه دیگران رو به خودشون جلب کنن؛ از هر راهی استفاده می کردن که به خواسته شون برسن. انقدر شیرین زبونی کردن و بالا و پایین پریدن تا بالاخره چندتا شکلات از اطرافیانشون گرفتن.

یکدفعه به خودم اومدم، دیدم من چیکار کردم برای گرفتن حاجتم؟

اصلا چقدر تلاش کردم خودم رو محبوب معبودم کنم؟ اصلا برای به دست آوردن رضایتش چی کردم؟ 

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: 

از خوشبختى انسان، درخواست خیر از خداوند و خشنودى به خواست اوست و از بدبختى انسان است که از خدا درخواست خیر نکند و به خواست او ناخشنود باشد1.

گاهی فکر می کنیم، فقط اون چیزی که ما می خوایم خیر و صلاح ما هست، اما خداوند می فرماید: چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید ، حال آن که خیر شما در آن است ؛ویا چیزی را دوست داشته باشید ، حال آن که شرشمادر آن است2.

کاش بتونیم طوری بندگی کنیم، که محبوب خدا باشیم، نه طوریکه انگار طلبکار هستیم.

منبع:
1. تحف العقول ص 55: مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ اسْتِخارَةُ اللّه‏ِ و رِضاهُ بِما قَضَى اللّه‏ُ و مِن شِقْوَةِ ابن آدَمَ تَرکُهُ اسْتِخارَةَ اللّه‏ِ و سَخَطُهُ بِما قَضَى اللّه‏ُ
2. سوره بقره، آیه 216: قال الله تعالی :…عَسی أن تکرَهوا شَیئاً وهو خیرٌ لکم وَعسی أن تُحِبّوا شیئاً وهو شَرٌّ لکم…
۰۱
مرداد

بسم الله الرحمن الرحیم

 براش تعریف می کردم که چندتا از امتحان هام آنلاین بود و سختی رفت و آمد تو هوای گرم رو نداشتم خدا رو شکر؛ اما امتحان های خیلی سختی بود. 

گفت: خب کتاب رو باز می کردی مگه آنلاین نبود، کسی پیشت نبود که ...

گفتم: خدا که بود، تقلب از نظر شرعی درست نیست /: 

این امتحان ها برای اینه که ما از نظر علمی محک بخوریم، تقلب که هدف اصلی امتحان رو از بین می بره.

همه ی مراجع تقلید تقلب در امتحانات درسی را حرام می دانند1.

خیلی وقت ها واقعا نیازی به تقلب هم نیست، اما استرسی که ناشی از جوّ موجود هست باعث میشه که دنبال تقلب باشیم. اگه واقعا توانایی نداشتیم و نتونستیم درس رو بخونیم پس واقعا حق اون افرادی هست که وقت زیاد گذاشتن و تلاششون رو کردن. 

مواظب حق الناس باشیم.


منبع:

1.  رساله ی دانشجویی، مسئله ی 539

۳۱
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

این چند روزی که فعالیتم کم شده بود، سخت مشغول امتحاناتم بودم.

نزدیک امتحان ها شدید استرس می گرفتم و نگران می شدم. نکنه امتحان رو خوب ندم و آبروم پیش استاد به باد بره ، نکنه نمره هام خوب نشه، نکنه جواب ها رو کامل بلد نباشم و... معمولا هم آدم خودش میدونه چقدر این استرس واقعی یا کاذبه، چون میدونه درس خونده یا نه!

اما به این فکر کردم که اینقدر که برای امتحان های این دینا که بعضا هیچ فرقی هم به حالمون ندارن اینقدر استرس داریم، آیا برای امتحان اصلی هم استرس داریم؟

اگه بله داریم، آیا این استرس نفعی هم به حالمون داره؟

اون نگرانی و استرسی خوبه که باعث حرکت و فعالیت ما بشه؟ آیا نگرانی از قیامت باعث شده که گناهانمون رو کنار بگذاریم؟

امام علی علیه السلام می فرمایند:

کـوشـش شـمـا در دنـیـا ایـن بـاشد که از این چند روزه کوتاه براى روزهاى بلند آخرت توشه برگیرید1.

اگر این استرس باعث حرکت برای برگرفتن توشه برای آخرت باشه که اون نگرانی تا حدی برطرف میشه چون خود خدا در قرآن می فرماید: لا یکلف الله نفساً الا وسعها2...

ان شاالله که بتونیم همه تلاشمون رو در راستای آباد کردن آخرتمون به کار بگیریم تا در روزی که همه سخت پریشان هستن ما راضی و راحت باشیم. 

منبع:

1. نهج السعاده ، ج 3، ص 150 :فَاجْعَلُوا اجْتِهادَکُمْ فِیهَا التَّزَوُّدَ مِنْ یَوْمِهَا الْقَصیرِ لِیَوْمِ الاَّْخِرَةِ الطَّویلِ

2. سوره مبارکه البقرة آیه ۲۸۶: لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها ۚ لَها ما کَسَبَت وَعَلَیها مَا اکتَسَبَت ۗ رَبَّنا لا تُؤاخِذنا إِن نَسینا أَو أَخطَأنا ۚ رَبَّنا وَلا تَحمِل عَلَینا إِصرًا کَما حَمَلتَهُ عَلَى الَّذینَ مِن قَبلِنا ۚ رَبَّنا وَلا تُحَمِّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ ۖ وَاعفُ عَنّا وَاغفِر لَنا وَارحَمنا ۚ أَنتَ مَولانا فَانصُرنا عَلَى القَومِ الکافِرینَ

۳۰
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

وارد مسجد شد. با ناراحتی گفت حالا چجوری نماز بخونم؟ 

گفتم مگه چی شده؟

گفت: داشتم میومدم طرف مسجد که یه کلاغ روی لباسم خرابکاری کرد؛ حالا لباسم نجس شده و نمی تونم نماز بخونم. 

گفتم: اگه مقلد رهبری باشی ایشون فضله پرندگان رو نجس نمی دونند، می تونی با خیال راحت نمازتو بخونی. 

این که آیا فضله پرندگان نجس است یا خیر؟ پرندگان از این نظر به دو قسم تقسیم می شوند:

 

1- پرندگان حلال گوشت.

 

2-   پرندگان حرام گوشت.

 

فضله پرندگان حرام گوشت نجس است اما فضله پرندگان حلال گوشت و حیوانات کوچک مثل پشه و مگس که گوشت ندارند پاک است1.

 

البته برخی دیگر از فقها یا فرموده اند: بنا بر احتیاط مستحب، باید از فضله پرندگان حرام گوشت اجتناب کرد، یا به پاک بودن فضله پرندگان حرام گوشت، فتوی داده اند.

 

در زیر این فتاوا را ملاحظه می کنید:

 

(اراکى:) فضله پرندگان حرام گوشت بنا بر اقوى‏ نجس نمى‏باشد، اگر چه احتیاط مستحبّ است که از آن اجتناب شود.

 

(گلپایگانى، صافى، فاضل:) فضله پرندگان حرام گوشت پاک است (گلپایگانى، صافى: ولى خوب است احتیاطاً از آن اجتناب شود خصوصاً در خفّاش و مخصوصاً نسبت به بول آن).

 

(خوئى، تبریزى، سیستانى:) بول و فضله پرندگان حرام گوشت پاک و بهتر اجتناب از آنها است.

 

(مکارم:) فضله و بول پرندگان حلال گوشت و حرام گوشت نجس نیست ولى احتیاط مستحبّ پرهیز از حرام گوشت است مخصوصاً از بول خفّاش2.

 

(خامنه ای) آیا فضله پرندگان حرام گوشت؛ مانند کلاغ و زاغ و عقاب و طوطى نجس است؟

 

جواب: فضله پرندگان حرام گوشت نجس نیست3.

 

 منبع:

1.توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏1، ص 69، مسأله 84 و 85. آیت بهجت می فرماید: فضله پرندگان حرام گوشت نجس است اما فضله پرندگان حلال گوشت و حیوانات کوچک مثل پشه و مگس که گوشت ندارند پاک است و فضله خفّاش بنا بر احتیاط نجس است.

2.همان.

3. أجوبة الاستفتاءات (بالفارسیة)، ص: 54، س 279.

۲۸
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

داستان زندگی جالبی داشت. وقتی از قسمت های مختلف زندگیش تعریف می کرد؛ قیافه ش گاهی سرشار از غم و اندوه و گاهی لبریز از غرور می شد.

می گفت: وقتی دبیرستانی بودم، همه دوستام رشته های ریاضی و تجربی رو انتخاب کردن، اما من هیچ علاقه ای به این رشته ها نداشتم. از همون اول به کارهای دخترونه علاقه داشتم، اما همه با تعجب می گفتن یعنی میخوای دانشگاه نری؟ پدرم با ناراحتی می گفت این همه سال منتظر این روزها بودم که ببینم دخترم خانم دکتر میشه و ...

بالاخره با اصرارهای همراه با زور پدرم رشته تجربی رو انتخاب کردم و با بی علاقگی شروع به درس خوندن کردم... بالاخره مهندسی کشاورزی قبول شدم! رشته ای که هیچ علاقه ای بهش نداشتم، حتی فکر کردن به اینکه باید برم سر زمین، اذیتم می کرد، اما با اجبار دانشگاه رفتم و درس خوندم.

وقتی ازدواج کردم، تصمیم گرفتم دنبال علائقم برم و شروع کردم به آموزش خیاطی... الان یه کارگاه خیاطی بزرگ دارم و تونستم کلی خانم بی سرپرست رو برای کار پیش خودم بیارم.

می گفت: تصمیم گرفتم به هیچ عنوان علاقه بچه هام رو تحقیر نکنم و به توانمندی هاشون اعتماد کنم. 

نمی دونم چرا گاهی ما پدر و مادرها بجای فرزندانمون برای آینده اون ها تصمیم می گیریم. خیلی ها رو دیدم که سال های جوونیشون رو بخاطر علاقه پدر و مادرهاشون هدر دادن و بعد به سراغ علاقه خودشون رفتن و چقدر هم موفق هستن...

گاهی این زورگویی های پدر و مادرها باعث بی علاقگی فرزندان یا حتی به دل گرفتن کینه از اون ها میشه.

 اگه مثل دوتا دوست با بچه هامون رفتار کنیم، و به حرف هاشون فکر کنیم، با اون ها جوانب کار رو بررسی کنیم و باهم نتیجه گیری کنیم و تصمیم نهایی رو به عهده خود اونها بگذاریم، شاهد خیلی از این اتفاقات نخواهیم بود. با این کار به اونها حس بزرگی رو هدیه می کنیم و اعتماد بنفسشون رو تقویت می کنیم. 

شاید بهتر باشه جوّ جامعه کمی بهتر با این موضوع کنار بیاد. قرار نیست همه رشته ریاضی و تجربی بخونن و دکتر و مهندس بشن. یا هر کسی که تو این دوتا رشته تحصیل میکنه لزوما عاقل تر و باهوش تر از بقیه نیست. حتی برخی رشته ها واقعا مناسب شرایط خانم ها نیست. 

شاید اگه خیلی ها دنبال علاقه شون برن، در آینده بهتر بتونن به کشورشون خدمت کنن. مثل همین خانم که به اندازه خودش تونست به اقتصاد مقاومتی کشور کمک کنه. 

گاهی باید از خودمون شروع کنیم، به احترام گذاشتن به تفکرات دیگران.

۲۵
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

نگران بود؛ هر جا می رفت همه سعی می کردند خیلی باهاش هم کلام نشن. 

می گفت: نمیدونم چرا کسی باهام هم صحبت نمیشه. همه ازم فراری هستن. 

گفتم: خودت حدس نمیزنی چرا؟ 

کمی فکر کرد و گفت: شاید گاهی اوقات کمی با عصبانیت باهاشون حرف زدم... بعد هم ادامه داد، همیشه که آدم تو یه وضعیت نیست، گاهی شرایط خوبی نداره و بی حوصله س...

خودش هم می دونست که داره بدزبونیش رو توجیه میکنه، نمیشه که آدم همیشه در شرایط بدی باشه، یا حتی اگه آدم همیشه در شرایط بدی باشه باز هم دلیل نمیشه که با دلیل و بی دلیل با دیگران بد حرف بزنه یا تحقیرشون کنه یا بهشون زخم زبون بزنه. 

امام باقر علیه السلام می فرمایند:

براستى که این زبان کلید همه خوبیها و بدیهاست پس سزاوار است که مؤمن بر زبان خود مهر زند، همان گونه که بر (کیسه) طلا و نقره خود مُهر مى زند1.

واقعا اگه همون مقداری که مواظب اموال و پول هامون هستیم مواظب اعمالمون هم بودیم، آیا گناه می کردیم؟

ان شاالله که بتونیم به درجات بالای مراقبه برسیم.


منبع:

1. تحف العقول ص 298: إِنَّ هذَا اللِّسانَ مِفتاحُ کُلِّ خَیرٍ و َشَرٍّ فَیَنبَغى لِلمُؤمِنِ أَن یَختِمَ عَلى لِسانِهِ کَما یَختِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِهِ

۱۷
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم
پدرم همیشه از دوستان زمان انقلابش خاطرات نابی تعریف می کنه. هر بار هم با حسرت از شهادتشون میگه. می گفت یکی از دوستانش هر سال تمام اموالش (هر چیزی که داشت) رو نصف می کرد، نصفش رو برای خودش نگه می داشت و بقیه رو به نیازمندان می داد. می گفت: یه بار ازش پرسیدم: اخه وقتی همه چیز رو نصف می کنی؛ چطور زندگی می کنی؟ 
جواب داده بود: من با خدا معامله می کنم. وقتی هم که با خدا معامله کنی ضرر نمی کنی. مشکل اینه که خیلی ها به خدا اعتماد ندارن. بیشتر از همه ی چیزهایی رو که در راه خدا میدم به سرعت برمیگردن بهم. 
خداوندمتعال میفرماید:
«کسانی که کتاب الله (قرآن را) می‌ خوانند و نماز را پا برجای می‌ دارند و از چیزهائی که بدیشان داده‌ ایم، پنهان و آشکار، انفاق می کنند، آنان چشم امید به تجارتی دوخته ‌اند که هرگز بی‌ رونق نمی ‌گردد و از میان نمی ‌رود1»

منبع:

1.-[فاطر/29] : انَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرّاً وَ عَلانِیَةً یَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ 

۱۶
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

می گفت: من اصلا اینو قبول ندارم که اینهمه اعمال باید انجام بدیم تا خدا ما رو جهنم نبره. خدایی که انقدر مهربونه چی کار به ما داره؟ مگه ما چه گناهی انجام می دیم؟ من که هیچوقت گناه نمی کنم؛ نه تا حالا قلب کسی رو شکستم، نه کسی رو اذیت کردم، نه ...

حالا بیرون بودن دوتا تار مو یا اینهمه خم و راست شدن توی روز اهمیتی نداره. بنظر من دین اصلا سخت نیست، یه عده دین رو برای مردم سخت کردن ...

 اول یه روایت از امیرالمومنین علیه السلام براش خوندم که فرمودن: اگر ایمان، به صِرف گفتن شهادتین بود، دیگر روزه و نماز و حلال و حرامی تشریع نمی گشت1.  

وقتی این احکام رو خدا به پیامبر ابلاغ کردند، حتما دلیلی داشته. البته تو مدرسه هم همه دانش آموزها مثل هم نیستند، بعضیا همیشه نمرات خوب می گیرن و پیش همه احترام خاصی دارن، بعضی ها متوسط هستن و خیلی شناخته شده نیستن و اون احترام رو ندارن، بعضی ها هم انقدر اوضاع درسی شون خرابه که کاری از دست کسی براشون برنمیاد و نمیتونن به پایه های بالاتر برن... اگه ما هم خیلی اصراری به بالا رفتن و کسب کمال نداریم و ترجیح میدیم تنبلی رو ادامه بدیم، دیگه نیازی به این فلسفه بافی ها و گاها تهمت زدن به روحانی ها نیست... 

اما اگه واقعا دنبال رستگاری در دنیا و آخرت هستیم باید به احکامی که ازمون خواسته شده، پایبند باشیم. اینکه دل کسی رو نشکنیم و کسی رو آزار ندیم خیلی خوبه ، اما همه احکامی که از ما خواسته شده این نیست. 

انجام دادن یا عدم انجام احکام به حال کسی به جز خود ما نفعی نداره، اگه انجامشون بدیم به خودمون لطف کردیم و اگه هم بیخیالشون باشیم نتیجه کم همتی خودمون رو خواهیم دید. اگه قبول کردیم که مسلمان هستیم باید همه شئونات یک مسلمان رو قبول کنیم، نمیشه که نومن ببعض و نکفر ببعض باشیم.


منبع:

1.کافی، ج 2، ص 33، حدیث 2: لو کان الایمانُ کلاماََ لم ینزل فیه صوم و لا صلاة و لا حلال و لا حرام

۱۵
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

همیشه طوری با بچه هاش برخورد می کرد که گاهی صدای بعضی ها درمیومد و میگفتن چقدر بچه ها رو لوس می کنه. حالا چه معنی داره اینقدر بچه هاش رو میبوسه و ... 

بعضی هم معتقد بودند که ایشون اصلا مبانی تربیتی رو بلد نیستن و بچه تا کتک نخوره آدم نمیشه! و بالاخره یه جایی بچه های ایشون هم از راه خارج میشن و نشون میدن که این مدل تربیتی اشتباه محض است!!!

اما نمیدونستن که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:

فرزندانتان را زیاد ببوسید ،

 بہ راستے ڪه براے هر بوسه 

شما در بهشت ، درجہ اے است

 ڪہ مسافتش 500 سال است1

منبع:

1.روضه الواعظین ج۲ ص۲۶۹

۱۴
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

 استادی داشتیم خیلی به بچه ها راه حل می دادن. همیشه مثل یه پدر دلسوز با بچه ها رفتار می کردن، طوری که کلاس اصلا حالت کلاس های معمول رو نداشت، بیشتر شبیه مراد و مرید بودیم. 

یه بار یکی از دوستان از شرایط سخت زندگیش می گفت و خیلی درمانده شده بود. 

استاد کمی به فکر فرو رفتن، بعد گفتن: اون فرازهای دعای کمیل که میگه اللهم اغفر لی الذنوب التی ... خیلی تنم رو می لرزونه...

بچه ها زیاد استغفار کنید. شاید بعضی کارهایی که انجام می دید، ناخواسته گناه باشه. شاید ناخواسته باعث اذیت کسی بشید، شاید اشتباهی حقی رو ضایع کرده باشید، شاید از روی غفلت کاری کرده باشید که باعث ناراحتی کسی شده باشید... 

زیاد استغفار کنید. برای گناهان دانسته و نادانسته.

استغفار اثرات زیادی داره. گاهی بر اثر استغفار مشکلاتی که مدت هاست گریبانتون رو گرفته؛ حل میشه. 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:

هر کس زیاد آمــرزش بخواهد ، خداوند از هر غمى براى او گشایشى قرار دهد و از هر تنگنایى برونشوى1 .

۱۳
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

امتحان ها شروع شده بود و سخت مشغول درس خوندن بودیم. داشتم میخوندم که متوجه شدم جزوه م ناقصه. ازش خواهش کردم جزوه ش رو چند روزی بهم بده. جزوه ای بسیار مرتب و خوش خط هر چند صفحه یک صلوات خوش خط و خوش رنگ نوشته شده بود.

وقتی جزوه رو بهش پس دادم، درباره صلوات ها پرسیدم.

گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموند:

هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بنویسد ، تا زمانی که نام من در کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند1.

منم توی کتاب ها و جزوه هام صلوات نوشتم که هم موقع درس خوندن صلوات بفرستم و خدا به واسطه پیامبر به حافظه م قوت بده و هم ذکر گفته باشم و هم این حدیث رو رعایت کرده باشم. 

برام خیلی جالب بود، میشه احادیثی که می خونیم رو تو زندگی هامون بکار ببریم و از برکاتشون بهره مند بشیم. 

منبع:

1. سفینه البحار ج۲ ص۵۰

۱۲
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

توی مسجد داشتیم با هم صحبت می کردیم. یکی از دوستان صمیمیش اومد و ازش برای کاری کمک خواست. 

خیلی راحت به دوستش گفت: نه الان اصلا حال ندارم. 

در حالیکه با یه کمک به ظاهر کوچک می تونست یه گره بزرگ رو برای دوستش باز کنه. 

امام رضا علیه السلام می فرمایند: 

کسی که برادر دینی اش از او کمک  بخواهد و او هم مشکلی در برآوردن حاجت وی نداشته باشد ولی کمکش نکند، به خداوند خیانت کرده است1

گاهی با بی حوصلگی از کنار مسائلی عبور می کنیم که برای دیگران اهمیت زیادی داره. شاید ما بتونیم با یه تلفن گره از مشکلات دوستمون باز کنیم، یا با قرض دادن مقداری کمی پول مشکلی رو حل کنیم، یا ... 

بعضی کارها ممکنه خیلی کوچیک باشن و اصلا به چشم نیان، اما اگه نیت رضایت خدا بکنیم و انجامشون بدیم برامون ذخیره می شن و اونجایی که خیلی بهشون نیاز داریم به کارمون میان.


منبع:

1. بحارالانوار، ج 75، ص 181

۱۰
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

غمگین به نظر می رسید. مدتی بود کم حرف شده بود. کمی باهاش صحبت کردم. می گفت: این همه تاکید شده به یاد مرگ. منم مدتی شروع کردم به فکر کردن درباره مرگ؛ اما نتیجه این که افسرده و دلزده شدم. همش فکر می کنم قراره بمیرم و از زندگی زده شدم. 

گفتم: اولا که نه افراط درسته نه تفریط. ثانیا اگه به مرگ درست نگاه کنیم این اتفاق ها نمی افته. 

اگه زندگی دنیا رو یک فرصت بدونیم که باید ازش حداکثر استفاده رو بکنیم، دیگه با یاد مرگ ، از زندگی زده نمیشیم که هیچ اتفاقا بیشتر هم قدرش رو می دونیم. اتفاقا اینطوری بیشتر می تونیم اولویت سنجی کنیم و ببینیم کدوم کارها برامون در اولویت هستن؟ بعضی کارها واقعا نیازی نیست حتما انجام بشن و بعضی کارها رو حتما باید انجام بدیم. 

لازم نیست هر لحظه منتظر مرگ بشینیم و افسرده بشینیم، اما با یا مرگ، یاد می گیریم که خودمون رو برای مرگ آماده کنیم و نسبت به این واقعه حتمی بی خیال نباشیم. 

اگه حق الناس رو رعایت کنیم و مواظب حق الله باشیم، خیلی راحت خودمون رو آماده مرگ کردیم و از مواجهه باهاش نگران نمی شیم. 

امام على علیه السلام می فرمایند: چونان کسى مباش که بدون عمل ، به آخرت امید بسته است··· از مرگ مى ترسد، اما پیش از رفتن کارى نمى کند1.


منبع:

1. نهج البلاغة : الحکمة 150 : لا تَکُن مِمّن یَرجو الآخِرَةَ بغَیرِ العَمَلِ ··· یَخشَى المَوتَ ، و لا یُبادِرُ الفَوتَ .


۰۳
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

داشتیم برای شب عید مهمون دعوت می کردیم. یکی از دوستان رو که دعوت کردیم، گفتن: ما معمولا شب عید به کسی قول نمیدیم که فطریه مون رو خودمون بدیم.

گفتم: خب منافاتی نداره.

آیت الله خامنه ای: فطره مهمانى که پیش از غروب شب عید فطر با رضایت صاحب خانه وارد شده و نان خور او حساب مى‌شود، بر او واجب است؛ و فطره مهمانى که بعد از غروب شب عید فطر وارد مى‌شود بر صاحبخانه واجب نیست، اگرچه پیش از غروب او را دعوت کرده باشد و در خانه او هم افطار کند.


⚠️نکته: با یک شب مهمان نان خور حساب نمی شود.


🌹🔸 آیت الله مکارم شیرازی: میهمانى که پیش از غروب شب عید فطر با رضایت صاحب خانه وارد شده و نانخور او محسوب مى شود (یعنى تصمیم دارد مدّتى نزد او بماند) دادن زکات فطره او نیز واجب است، امّا اگر فقط براى شب عید دعوت شده فطره او بر میزبان واجب نیست و در صورتى که بدون رضایت صاحب خانه باشد نیز بنابر احتیاط واجب فطره او را بدهد، همچنین فطره کسى که انسان را مجبور کرده است که خرجى او را بپردازد.


🌹🔹 آیت الله سیستانی : فطریه مهمانی که پیش از غروب شب عید فطر وارد بر میزبان شده و نان‌خور وی - هرچند موقّتاً - محسوب می‌شود، بر میزبان واجب است مثل مهمانی که قبل از غروب آفتاب وارد منزل میزبان شده و شب نیز در منزل او می‌ماند و میزبان هم امکانات رفاهی لازم را برایش فراهم نموده و عهده‌دار مخارج او شده است هرچند مهمان چیزی نخورد یا با غذای خودش افطار نماید؛ 

اما به مهمانی که تنها برای افطاری دعوت شده و شب نمی‌ماند، نان‌خور صدق نمی‌کند و زکات فطره‌اش بر عهده میزبان نیست.

👈🏼 فطریه مهمانی که بعد از غروب آفتاب در شب عید فطر وارد بر میزبان می‌شود در صورتی که نان‌خور او محسوب نشود، بر میزبان واجب نیست و اگر نان‌خور او حساب شود (بنا بر احتیاط واجب) مراعات مقتضای احتیاط ترک نشود مانند این که یکی با اجازه دیگری فطریه را بدهد.


🌹🔸 آیت الله وحید خراسانی : چنانچه پیش از غروب آفتاب شب عید فطر با رضایت صاحب خانه وارد شود و تا صبح نزد او بماند فطره او بر صاحب خانه واجب است و اگر تا صبح نزد او نماند بر او واجب نیست.


➖➖➖➖➖


⌨️ استفتاء‌ از سایت مراجع عظام 


۰۲
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

با حالت خاصی بهم نگاه کرد و گفت: من تابع قرآنم. تو یه آیه به من بگو که من رو مجاب کنه باید برای راهپیمایی روز قدس، این سختی رو به خودم بدم و با زبون روزه به راهپیمایی برم؟ 

گفتم: خداوند در آیه 120 سوره توبه می فرماید: 

هیچ حرکت دسته جمعى که کفار را عصبانى کند، صورت نمیگیرد مگر این که براى آن، پاداش عمل صالح ثبت میشود1.

این آیه نشون میده، وقتی ما برای دفاع از مظلومان راهپیمایی می کنیم و صدای اعتراضمون رو به گوش جهانیان می رسونیم، حتما اجر و ثوابی برای ما در پیش خواهد بود. 

روایات زیادی درباره کمک به مظلومین و حمایت از اون ها وارد شده. اگر عده ای بخاطر منافع مادی خودشون نگران اعتراض های ما به دفاع از مظلومین جهان هستند، باید بدونند که، با این کارشون در حال حمایت از ظالمین دنیا هستند.  امام علی علیه السلام می فرمایند: هر کس باطل را یارى کند، به حق ستم کرده است2.

ان شاالله امروز با حضور خود با نیت خالص برای راهپیمایی ثواب های زیادی رو جمع می کنیم و در آخرین روزهای ماه مبارک بیشترین استفاده رو از لحظه لحظه این ماه بزرگ ببریم.

منبع:

1. سوره توبه، آیه 120: ولایَطؤون مَوطئاً یَغیظُ الکفار ... الا کُتب لهم به عَملٌ صالح

2. تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 71 ، ح 1021: ظَـلَمَ الْحَقَّ مَنْ نَصَرَ الْباطِلَ

۲۷
خرداد

بسم الله الرحمن الرحیم

مولای من سال هاست که به نبودنت عادت کردم. 

انگار بود و نبودت برای منی که در دنیای تعلقات گرفتار شدم ، یکی شده.

انگار فراموش کرده ام که اگر بیایی، زندگی رنگ دیگری به خود می گیرد.

 طوری اسیر شیطان شده ام، که لذت با تو بودن را نمی فهمم.

کاش با گوشه نگاهی،به دلِ مرده ام،  آب حیات بچشانی...

امشب اما، عهد کرده ام به هیچ کدام از نیازهای مادی و دنیایی ام حتی لحظه ای فکر نکنم.

عهد کرده ام، فقط و فقط تو را از خدا بخواهم؛ که اگر بیایی زندگی ام تازه معنی زندگی می گیرد.

ای معنی زندگی امشب فقط تو را میخواهم، فقط تو را...