ترنم معرفت

گام به گام تا رسیدن به معبود

ترنم معرفت

گام به گام تا رسیدن به معبود

بسم الله الرحمن الرحیم
به گفته ی احادیث در آخر الزمان نگه داشتن دین سختتر از نگه داشتن آهن مذاب در دست است. هدف از ایجاد این وبلاگ تقویت باورهای دینی و اعتقادی و پاسخ به سوالات اعتقادی ، احکام و هرگونه سوالات دینی است. باشد که مورد رضایت حضرت ولی الله الاعظم روحی لتراب مقدمه فداه قرار گیرد و به اندازه ی ساعتی باعث تعجیل در امر فرجشان شود.
آمین.

۱۹ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۵
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

http://arbaeen.net/wp-content/uploads/2015/11/sijR2Z.jpg

دوستان عزیزم سلام

ان شاالله ما هم عازم کربلا هستیم. اگه ناخواسته اذیتتون کردم یا با مطالبم وقتتون رو هدر دادم ، حقیقتا عذرخواهم.

ان شاالله که به یاد همه ی دوستان مجازی خواهم بود. دعا کنید با زیارت مقبول و دست پر برگردیم.

یاعلی

التماس دعا

۲۳
آذر
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از دوستان تعریف می کرد، زمان جنگ ما یه عروسی خیلی ساده گرفتیم، در حدی که به اقوام اعلام کنیم که ما ازدواج کنیم؛ وقتی برای دعوت اقوام می رفتیم، یکی از اقوام دعوت رو قبول نکردن و با حالتی خاص گفتن این مردم دارن شهید میدن ، اونوقت شما تو فکر جشن و شادی هستید؟
می گفت حالا بعد از سال ها همون فامیلمون برای پسرش عروسی گرفته اونم چه عروسی مجلل و شاهانه ای، می گفت فقط دلم می خواست برم حرف هاش رو یادش بندازم، بهش بگم که مردمی داریم که نون ندارن بخورن اونوقت شما صدها میلیون تومن خرج عروسی پسرتون می کنید.

http://s6.picofile.com/file/8247431184/1449877314834366.jpg
بعضی افراد فقط به دنبال این هستن تا عیوب مردم رو به رخ اون ها بکشن، یا حتی کوچکترین کارها رو مثل بزرگترین عیب ها نشان دهند.
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر کس زشت کارى و گناهى را فاش کند، مانند کسى است که آن را انجام داده است و هر که مؤمنى را به چیزى سرزنش کند، نمیرد تا خود مرتکب آن شود1.
حتی اگه بدونیم کسی کار اشتباهی انجام می دهد بهتر است با دوستی به اون تذکر بدیم نه اینکه با غرور او را پایین تر از خودمون ببینیم و تحقیر کنیم. سعی کنیم با رفتارهامون مردم رو به دین خوشبین کنیم نه اینکه با کارهای اشتباهمون اون ها رو از مقدسات زده کنیم.

ان شاالله که بتونیم یاور دین باشیم نه اینکه به اسم دین داری به دین ضربه بزنیم.

منبع:
1.کافی، ج2، ص 356 : مَن أذاعَ فاحِشَةً کانَ کمُبتَدِئها ، و مَن عَیَّرَ مُؤمِنا بِشَیءٍ لَم یَمُتْ حَتّى یَرکَبَهُ 
۲۱
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم


http://www.hadithlib.com/files/20S.jpg

مدتی پیش یکی از اقوام با آزمایش سختی مواجه شد. وقتی بچه شون به دنیا اومد، مرده بود. روزهای خیلی سختی بود براشون، اما حتی یکبار هم شکایت نکرد. می گفت حتما صلاح خدا در این بوده. ما راضی به رضایت خدا هستیم. با اینکه خیلی منتظر این بچه بودیم اما حتما خیری تو این بوده که خدا به ما بچه نداده...

امام علی علیه السلام می فرمایند:

نقش صبر در کارها همانند نقش سر در بدن است؛ همچنان که اگر سر از بدن جدا شود، بدن از بین مى رود، صبر نیز هرگاه همراه کارها نباشد، کارها تباه مى گردند1.

خیلی ها رو دیدم وقتی از خدا چیزی رو می خوان و خدا بهشون نمیده سریع نماز رو کنار می گذارن و می گن ما با خدا قهریم! انگار نه انگار که ما بنده ایم و او مولی...

بعضی هامون راحت تو دام شیطان می افتیم و با کوچکترین اتفاقی از زندگی ناامید می شیم و شروع به شکایت می کنیم؛ در حالیکه اگه بخوایم مثل یک مسلمان واقعی برخورد کنیم، باید بدونیم که در پس هر اتفاقی که برامون می افته حکمتی هست، یا آزمایش الهی یا پاک شدن گناهانمون و یا بالا رفتن درجه مون...

امام علی علیه السلام می فرمایند:

در برابر آنچه بر تو مى‏ گذرد، بردبار باش، زیرا بردبارى، عیب‏ها را مى‏ پوشاند. به راستى که نیمى از عقل، بردبارى و نیمه دیگرش خود را به غفلت زدن است2.

ان شاالله که ما هم جزء صابرین باشیم.


منابع:

1.کافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص90: الصَّبْرُ فِی الْأُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا فَارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ وَ إِذَا فَارَقَ الصَّبْرُ الْأُمُورَ فَسَدَتِ الْأُمُورُ

2.عیون الحکم و المواعظ(لیثی) ص 84 : احْتَمِلْ مَا یَمُرُّ عَلَیْکَ فَإِنَّ الِاحْتِمَالَ سِتْرُ الْعُیُوبِ، وَ إِنَّ الْعَاقِلَ نِصْفُهُ احْتِمَالٌ وَ نِصْفُهُ تَغَافُلٌ.

۱۷
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید مهدی باکری

ایشان به قرآن اعتقاد داشت. مقید بود به تلاوت قرآن؛ تلاوت قرآن و ذکر اهل بیت را سفارش کتبی کرده بود و برای همه ما نوشته بود و همه اینها را من اینجا دارم. نوشته بود و سفارش کرده بود که هر روز باید گردان‌ها توی واحدشان حتی شده نیم ساعتی را جلسه قرآن داشته باشند، قرآن بخوانند، مقید به قرآن باشند و ذکر اهل بیت داشته باشند، نماز جماعت داشته باشند. همه را سفارش کرده بود.

من یادم هست جلسه‌ای امکان نداشت تشکیل شود که آنجا قرآن نخوانیم. آنجا معمولا به من دستور می‌دادند و من قرآن می‌خواندم؛ حتی جلساتی که در آستانه عملیات یا یک کار فوری بود حتما می‌گفتند چند آیه قرآن بخوانید و به من دستور داده بود که آیات جهاد قرآن را پیدا کن و آنها را بخوان؛ آیاتی که برای استقامت فرماندهان و رزمنده‌ها لازم است. اینها را پیدا کن و اینها را بخوان.

من آیات جهاد را پیدا می‌کردم با کمک دوستان و هر جلسه‌ای که می‌شد آیات جهاد را می‌خواندم و بعضی وقت‌ها یادم هست که ترجمه آیات را برای فرماندهان و مسئولان واحدهایی که بودند می‌خواندم.

زمانی یادم هست در آستانه عملیات والفجر 4بود، من احساس کردم که عجله داریم و کم قرآن خواندم و مثلا به جای 5دقیقه، یک دقیقه قرآن خواندم. وقتی قرآن را ختم کردم، ایشان ناراحت شد که چرا کم قرآن خواندی و دوباره قرآن بخوان برای بچه‌ها.

در آستانه شروع جنگ تمام عیار در آن عجله‌ای که در کار بود به من گفت یک‌بار دیگر قرآن بخوان، قرآن می‌تواند آرامش به دل فرماندهان و رزمنده‌ها بدهد، قرآن روحیه اینها را تقویت می‌کند و این‌طور به قرآن و اعتقاد دعا داشت1.

سیره عملی شهدا، مطالعه آیات و روایات و عمل کردن به اون ها بود. اگر می خواهیم که واقعا مثل اون ها پاک و با اخلاق باشیم تلاش کنیم، قرائت روزانه قرآنمون ترک نشه.

می تونیم هر روز یه آیه قرآن یا یک روایت رو روی کاغذ بنویسیم و جایی که ببینیم بچسبونیم. اینطوری دائم نگاهمون بهش می افته و می خونیمش و بهونه برای فراموش کردنش نداریم. اگه بتونیم روزی یک آیه قرآن یا ی روایت رو بخونیم و عمل کنیم، حتما رستگار خواهیم شد.

امام علی علیه السلام می فرمایند: اگر می خواهی سعادتمندترین مردم باشی، به آنچه می دانی عمل کن2.

ان شاالله که بتونیم زندگی هامون رو خدایی کنیم.

http://bahjatnews.ir/wp-content/uploads/2015/05/8bjx98k40vb1wjoocsz3.jpg


زندگینامه شهید باکری به نقل از همسرش

منبع:

1.شهید مهدی باکری از زبان سردار علی‌اکبر پورجمشیدیان، فرمانده سپاه عاشورا به نقل از سایت ساجد

2.غررالحکم، حدیث 3719

۱۶
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم


http://s5.picofile.com/file/8109120076/_18_.jpg

مادرم همیشه میگن، وقتی میخوای حرفی بزنی چند بار اون حرف رو مزه مزه کن، بعد اگه واقعا حرف درستی بود، اون موقع میتونی بگی حرفت رو. بعضی ها هستن که بدون فکر کردن هر حرفی رو هر جایی میزنن. چه بسا یه حرف نپخته و بدون فکر، باعث جدایی دو خانواده از هم بشه. یا حرف بی جایی باعث شکسته شدن دل کسی بشه. یا....

امام علی علیه السلام می فرمایند: زبان تربیت نشده، درنده ای است که اگر رهایش کنی، می گزد1

از قدیم گفتن هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. شاید اگه همه مون تقوا داشته باشیم و با زبان تربیت شده صحبت کنیم، هیچوقت اختلافی بین دو خانواده، دو دوست، دو همسایه و.... اتفاق نیفته. زبان ترییت نشده در شأن یک مومن واقعی نیست.

امام علی علیه السلام می فرماید:هرگاه خدا بنده ای را دوست بدارد، او را به آرامش و بردباری زینت می بخشد2.

گاهی هم بالا بردن تحمل، یکی از راهکارهای کنترل زبان است. شخصی که به راحتی عصبانی می شود، کنترل زبان را هم از دست داده و هر حرفی به زبانش جاری می شود. طوریکه به راحتی می توان فهمید در ذهن او چه می گذرد! خیلی اتفاق می افته در خیابان دو نفری که حوصله ندارن و با همه درگیر میشن و به راحتی هر حرفی که از دهنشون بیرون میاد بی توجه به محیط و اطرافیانشون، به زبان میارن.

امام باقر علیه السلام می فرماید: براستى که این زبان کلید همه خوبیها و بدیهاست، پس سزاوار است که مؤمن بر زبان خود مهر زند، همان گونه که بر (کیسه) طلا و نقره خود مُهر مى زند3.

ان شاالله که بتونیم مومنانه رفتار کنیم و بر زبان هامون مهر بزنیم.


منابع:

1.نهج البلاغه، حکمت 60، ص 478: اَللِّسانُ سَبُعٌ إِن خُلِّىَ عَنهُ عَقَرَ

2.غررالحکم، ح 4099

3.تحف العقول ص 298: إِنَّ هذَا اللِّسانَ مِفتاحُ کُلِّ خَیرٍ و َشَرٍّ فَیَنبَغى لِلمُؤمِنِ أَن یَختِمَ عَلى لِسانِهِ کَما یَختِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِهِ

۱۵
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از دوستان تعریف می کردند که بهشون خونواده ای رو معرفی کرده بودند برای ازدواج. وقتی مادرشون زنگ می زنن و شرایط اولیه رو از مادر دختر خانم می پرسن؛ مادر عروس خانم گفته بودن، ما فقط بیرون از خونه حجاب داریم و تو خونه و بین اقوام حجاب نداریم!!!

تو بعضی از خونواده ها یه عده هستند، که نامحرم ها رو تقسیم بندی می کنند. انگار فقط افراد تو خیابون نامحرم هستن و اعضاء فامیل همه محرم به حساب میان. یا انگار این میزان نامحرم بودن شدت و ضعف داره مثلا افرادی که تو خیابون هستن نامحرم تر هستن از اقوام...

باید بدونیم که در اسلام چیزی به نام نامحرم و نامحرم تر! وجود نداره. اطرافیان ما یا محرم هستن و یا نامحرم.
اینکه چون باهم فامیل هستیم مجوز حلال شدن ارتباطات نمیشه. البته الان شاید رعایت این مسأله برای خیلی از خونواده ها سخت باشه. اما باید ببینیم الان رضایت خدا برامون مهم تره یا رضایت اطرافیان...؟
امام صادق علیه السلام می فرمایند: رسول خدا فرمان داده بود که زن مسلمان با مردان نامحرم بیش از پنج کلمه – که آن هم در موضوعات ضروری باشد- سخن نگوید1.

باید این رو بدونیم که برای شاد بودن حتما نیازی به اختلاط بین زن و مرد نیست. اگه دوست داریم یه خانواده ی آسمانی داشته باشیم، باید در زندگی مون قوانین الهی رو رعایت کنیم. باید از کودکی بچه ها رو با مفهوم محرم و نامحرم آشنا کنیم، تا در نوجوانی و جوانی دچار سردرگمی و انحراف نشن. وقتی از کودکی تفاوت رفتار مادر و پدر رو با محارم و غیر محارم ببینند، یاد می گیرند که باید همیشه مرز خودشون رو با نامحرم ها حفظ کنند.

امام خمینی رحمة الله علیه در موضوع محرم و نامحرم بسیار حساس بودند، طوری که اعضای خانواده ایشان در خاطرات خود از ایشان بیان می کنند:

امام صحبت بی مورد زن ها با نامحرم را ضرورت نمی دیدند. مثلا در خانه خودشان وقتی که یکی از نوه های پسرشان مکلف می شد ما دیگر با آنها در یک اتاق نمی نشستیم. البته جالب اینجاست که وقتی ما نزدشان بودیم نمی گفتند که ما از نزدشان بیرون برویم بلکه به او می گفتند بیرون برود.
یا اگر من پهلوی ایشان بودم و نوه مکلف شده شان که مثل پسر خودم بود می خواست وارد اتاق شود به او می گفتند کسی اینجا هست2.


http://velayatzaman.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/17/76/06/17760618/files/93-3/hejab2.jpg


ان شاالله که بتونیم، خانواده ای شاد مومن و زندگی خداپسندانه ای داشته باشیم.

برای مطالعه بیشتر در مورد سیره امام خمینی درباره رفتار با نامحرم اینجا رو مطالعه کنید.



منابع:

1. وسائل الشیعه، ج 20، ص 197.

2.فاطمه طباطبایی.  پابه پای آفتاب. گفته ها و ناگفته ها از زندگی امام خمینی (س). امیررضا ستوده ج 1، ص 176

۱۴
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتیه که مادربزرگم سکته مغزی کردن. شرایط خیلی سختی دارن، حتی کوچکترین و پیش پا افتاده ترین کارهای شخصی خودشون رو هم نمیتونن انجام بدن. حتما باید بیست و چهار ساعته یکی دو نفر کنارشون باشه، تا بتونن با کمک هم کارهای شخصی ایشون رو انجام بدن.


http://ahlolbait.com/files/65/image/SHO11.jpg

امروز داشتم با خودم فکر می کردم، انقدر غرق نعمت هستیم که حتی فراموش می کنیم، شکر بعضی نعمت های خدا رو به جا بیاریم. نعمت هایی که تا از دستشون ندیم، معمولا یادمون نمیاد که باید بخاطر اون ها شاکر باشیم. نعمتی مثل پلک زدن، چون وقتی چشم باز می مونه و پلک نزنیم ، چشم خشک میشه و وضعیت دردناکی برای چشم بوجود میاد که دائما باید با قطره های مصنوعی اون رو درست کنیم، اما باز هم مثل حالت طبیعی و اولش نمیشه و خیلی نعمت های دیگه...

امام صادق علیه السلام می فرمایند:
خداى تعالى به موسى علیه السلام وحى فرمود که : اى موسى مرا چنان که باید شکر کن . موسى عرض کرد : پروردگارا چگونه تو را چنان که باید شکر گویم حال آن که هر شکرى که تو را مى گویم خود نعمتى است که تو به من ارزانى داشته اى؟ فرمود : اى موسى حال که دانستى توفیق آن شکر را هم من به تو داده ام ، شکر مرا ادا کرده اى 1
.

این که بدونیم هر نعمتی که داریم از لطف و عنایت خداست، باعث میشه که شکرگزار این نعمت ها باشیم. و همانطور که خداوند در قرآن وعده داده: اگر شکرگزار باشید حتما شما را زیاده می بخشم2. این آیه بسیار زیبا می فرماید که شما را زیاده می بخشیم. شاید یکی از معانی آن این باشد که روح ما را بزرگ می کند. خدا که نیازی به شکر کردن ما ندارد بلکه باز هم به بهانه ای ما را رشد می دهد تا از برکات بیشتری برخوردار شویم.  و یکی از برکات این شکرگزاری هم می تواند افزون شدن نعمت باشد. 

ان شاالله که خدا بهمون توفیق شکرگزاری بده.

برای مطالعه بیشتر درباره فضیلت شکر نعمت کلیک کنید.

منبع:

1.کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 98: أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى ع یَا مُوسَى اشْکُرْنِی حَقَّ شُکْرِی فَقَالَ یَا رَبِّ وَ کَیْفَ أَشْکُرُکَ حَقَّ شُکْرِکَ وَ لَیْسَ مِنْ شُکْرٍ أَشْکُرُکَ بِهِ إِلَّا وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ قَالَ یَا مُوسَى الْآنَ شَکَرْتَنِی حِینَ عَلِمْتَ أَنَّ ذَلِکَ مِنِّی

2.سوره ابراهیم، آیه 7: وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ

۱۳
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

از نوجوانی، پدرم همیشه برامون کتاب می خرید. معمولا تو خونه همه در حال مطالعه بودن. برای همین به مطالعه کردن علاقمند شده بودم. اوائل فقط کتاب های داستانی می خوندم. البته پدرم همیشه به کتاب هایی که می خوندیم نظارت می کرد. در حقیقت خودش ما رو به سمت بهترین ها حرکت می داد بدون اینکه ما متوجه بشیم که حواسش هست.

یکی از کتاب هایی که همون موقع خوندم و هنوز که هنوزه خیلی قسمت هاش تو ذهنم هست، کتابی بود با موضوع اتفاقات دنیای بعد از مرگ. کتابی که بعد از خوندنش تا مدت ها و شاید تا سال ها حتی تصاویری که ذهنم ازش ساخته بود جلوی چشمم می اومد. بعضی کتاب ها واقعا در روح انسان رسوخ می کند. به نظر من این کتاب از اون دسته بود.

کتابی با نام سیاحت غرب


http://www.irannaz.com/ax1/7/1.jpg

اگر وقت مطالعه دارید و حال خوندن کتاب های سنگین مذهبی رو ندارید، پیشنهاد می کنم حتما کتاب سیاحت غرب رو مطالعه کنید. این کتاب طوری اتفاقات پس از مرگ رو برای انسان بازسازی می کنه که تا مدت ها مواظب اعمالتون خواهید بود. کاش چیزی به نام نسیان و غفلت وجود نداشت.

باهم چند سطری از کتاب رو می خوانیم:

جنازه را سرازیر گور نمودند و من در گور ایستاده تماشا می کردم. در آن حال مرا ترس و وحشت گرفته بود. بویژه هنگامی که دیدم در گور جانورهائی پیدا شدند و به جنازه حمله ور گردیدند. و آن مردی که در گور جنازه را خوابانید، معترض آن جانورها نشد، گویا آنها را نمی دید، و از گور بیرون شد.

از مردم دادرسی خواستم؛ کسی به دادم نرسید و مشغول خود بودند، گویا هنگامه میان گور را نمی دیدند. ناگهان اشخاص دیگری در گور پیدا شدند که آنها کمک نموده آن جانوران فرار نمودند. خواستم از آنها بپرسم که آنها کیانند؟ گفتند:

- ... انّ الحسنات یذهبن السیّئات...البته حسنات و نیکوکاریهای شما، سیئات و بدکاریهایتان را نابود می سازد.از خوف و وحشت گور و تنهائی نزدیک بود دلم بترکد. با حال غربت و وحشت فوق العاده و یأس از غیر خدا، در بالای سرجنازه نشستم.  کم کم دیدم قبر می لرزد و از دیوارها و سقف و لحد خاک می ریزد، و خصوصاً از پائین پای قبر که بسیار تلاطم دارد. کانه جانوری آنجا را می خواهد بشکافد و داخل قبر شود. بالأخره آنجا شکافته شد. دیدم دو نفر با رویهای موحش و هیکل مهیب، داخل قبر شدند. مثل دیوهای قوی هیکل، از دهان و دو سوراخ بینی هایشان دود و شعله آتش بیرون می رود و گرزهای آهنین که با آتش سرخ شده بود- که برقهای آتش از آنها جستن می کرد- در دست داشتند. و به صدای رعد آسا، که گویا زمین و آسمان را بلرزه آورده، از جنازه پرسش نمودند که:من ربّک؟  خدای تو کیست؟

و من از ترس و وحشت، نه دل  داشتم و نه زبان. و فکر کردم که جنازه بی روح جواب اینها را نخواهد داد و یقین است که با این گرزها خواهند زد که قبر پر از آتش شود. و با آن وحشت ما لا کلام، این آتش هم سربار خواهد شد. پس بهتر این است که من جواب بگویم. توجه نمودم بسوی حق، و چاره ساز بیچارگان، و کارساز درماندگان، و در دل متوسل شدم به علی ابن ابی طالب، چون او را بخوبی می شناسم، و دادرس درماندگان فهمیده بودم، و دوست داشتم او را و قدرت و توانائی او را در همه عوالم و منازل نافذ میدانستم. و این یکی از نعمتها و چاره سازیهای خداوند بود که در همچو موقع وحشت و خطرناکی که آدمی از هوش بیگانه می شود،

 ... و تری النّاس سکاری و ما هم بسکاری؛ و مردم را، از وحشت آن روز، بیخود و سست بنگری، در صورتیکه سست نیستند.

آن وسیله بزرگ را بیاد آدمی می آورد.

و به مجرد این خطور و الهام، قلبم قوت گرفت و زبانم باز شد. و چون سکوت من بطول انجامیده بود آن دو سائل به غیظ و شدت، دوباره سئوال نمودند که:

- خدا، و معبود تو کیست؟

به صورت و هیبتی که صد درجه از اولی سخت تر و شدیدتر بود. و از شدت غیظ صورتشان سیاه و از چشمهاشان برق آتش شعله می زند و گرزها بالا رفت و مهیّای زدن شدند. مثل اول نترسیدم و به صدای ضعیف جواب گفتم که:

- معبود من خدای یگانه بی همتاست. هوالله الذی لا إله الا هوعالم الغیب والشهادة هوالرحمن الرحیم. هوالله الذی لا إله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون.این آیه شریفه را، که در دنیا در تعقیب نماز صبح مداومت داشتم، محض اظهار فضل برای آنها خواندم که خیال نکنند بنی آدم فضلی و کمالی ندارند و چنانکه روز اول بر خلقت بنی آدم اعتراض نمودند که " غیر از فساد و خونریزی چیزی در آنها نیست". بالجمله، پس از تلاوت آیه شریفه، در جواب آنها، دیدم غضب آنها شکست و گرفتگی صورتشان فرو نشست. حتی یکی به دیگری گفت:

- معلوم می شود که این از علمای اسلام است؛ سزاوار است که بعد از این بطور نزاکت از او سؤال شود.

ولی آن دیگری گفت:

- چون مناط رفتار ما با این شخص جواب سؤال آخری - دیگری- است و آن هنوز معلوم نیست، ما باید به مأموریت خود عمل نموده وظائف خود را انجام دهیم و این هر که باشد، عناوین و اعتبارات در نظر ما اعتباری ندارد.

پس سؤال نمودند:

- من نبیّک؟ پیغمبر تو کیست؟

در این هنگام طپش قلب من کمتر و زبانم بازتر و صدایم کلفت تر گردیده بود. جواب دادم:

نبی و رسول الله الی الناس کافه محمد بن عبدالله خاتم النبیین و سیدالمرسلین(علیه السلام).

در این هنگام غیظ و غضبشان به کلی رفت و صورتشان روشن گردید و از من هم آن ترس و وحشت نیز رفت...



لینک دانلود رایگان کتاب سیاحت غرب.

۱۲
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی پیش یکی از دوستانم برام اتفاقی رو تعریف رکد که واقعا تأمل برانگیز بود. می گفت بعد از فوت پدرم، موقع تقسیم ارث خواهرهام گفتن حق نداری که بیشتر از ما برای خودت سهمی برداری! در حالیکه این حق عرفی، شرعی و قانونی ایشون بود، اما بخاطر رضایت مادر و خواهرهاش به این کار رضایت داده بود و با نارضایتی اموال رو به صورت مساوی تقسیم کرده بود، در حالیکه نیاز مالی شدیدی به اون پول داشت.

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در تشییع جنازه ای حضور داشتند، وقتی میت را در قبر جای دادند، حضرت فرمودند: چیزی که پایانش این است، شایسته است که انسان از آغاز به آن دلبسته نشود، و چیزی که آغازش چنین است، سزاوار است که از پایانش بیم داشت1.

دنیایی که قراه به قبری به این تنگی و تاریکی ختم بشه، آیا ارزش این دلشکستن ها و حق خوری ها و ظلم کردن ها رو داره؟ آیا بهتر نیست خیلی این دنیا رو جدی نگیریم و به خودمون اجازه انجام هر کاری رو ندیم؟ اگه قبل از انجام هر کاری به این فکر کنیم که این دنیا کوتاه تر از این حرف هاست که بخوایم به خاطرش آخرت ابدی خودمون رو خراب کنیم.

آخرتی که اولین مرحله ش، همون قبر تنگ و تاریکی هست. همون قبری که به فرموده ی امام صادق علیه السلام:

هر روز صحبت مى ‏کند و می ‏گوید : من خانه غربتم ، من خانه تنهایى ام ، من خانه کِرمها هستم ، من قبرم ، من باغى از باغهاى بهشت یا گودالى از گودال هاى دوزخم2 .

اگه به این فکر کنیم که اولین مرحله ی آخرت که این باشه، پس بقیه مراحلش چطور میتونه باشه، انگیزه مون کمتر میشه برای انجام گناه...

اگر روزانه حداقل یک بار به مرگ فکر کنیم، خیلی از اشتباهات رو مرتکب نمی شیم.

حتما در برنامه هامون هفته ای یکبار زیارت اهل قبور رو جا بدیم.

برای مطالعه بیشتر در این مورد کتاب منازل الآخرة شیخ عباس قمی توصیه می شود.


http://rozup.ir/up/stekhdam/parcham/n/namaz%20vahshat.jpg

منابع:

1.بحارالانوار، ج 70، ص103

2.الکافی : 3 / 242 / 2 منتخب میزان الحکمة :456: إنّ لِلقَبرِ کلاما فی کُلِّ یَوم ، یقولُ : أنا بَیتُ الغُربهِ ، أنا بَیتُ الوَحشَةِ ، أنا بَیتُ الدُّودِ ، أنا القَبرُ ، أنا رَوضَةٌ مِن رِیاضِ الجَنّةِ أو حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النارِ

۱۱
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم


http://khomari.com/wp-content/uploads/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7-2.jpg

15 روز بود که بیهوش افتاده بود روی تخت.

گفتند به هوش اومده خودتون رو برسونید.

 با پدرش رفتیم بیمارستان. انگار داشت اشاره می کرد. تشنه بود.

 آب که به لبش رسید حالش عوض شد. شاید یاد تشنگی امام حسین  علیه السلام  افتاده بود.

شروع کرد به یا حسین  علیه السلام  گفتن.

 بعد از 15 روز بیهوشی این اولین کلمه ای بود که به زبون آورد. هنوز داشت یا حسین  علیه السلام  می گفت که شهید شد1...

شهدا عاشق امام حسین علیه السلام بودند. وقتی کسی عاشق میشه، برای جلب توجه معشوق سعی میکنه بیشتر خودش رو شبیه به اون کنه. هر کاری می کنه که رضایت معشوق رو در پی داشته باشه. از هر کاری که فکر کنه باعث ناراحتی اون میشه، دوری میکنه. دائما به او فکر میکنه. حاضر نیست حتی برای لحظه ای هم ناراحتی اونو ببینه. اون رو بر هر کسی و هر چیزی مقدم میدونه. از دوری عذاب می کشه و تلاش می کنه که سریعتر به معشوق برسه.

اگه واقعا محبت امام علیه السلام رو میخوایم، بهترین کار اینه که مثل یک عاشق واقعی برخورد کنیم. اگه موقع انجام هر کاری اون رو با معیار و میزان امام حسین علیه السلام بسنجیم، ما هم میتونیم حسینی بشیم، میتونیم بگیم که ما هم واقعا عاشقیم...

ان شاالله که ما هم در زمره شهیدانش قرار بگیریم...


منبع:

1.راوی: مادر شهید حسین علی پور اسحاق، از رزمندگان گردان حمزه سید الشهداء،  تولد:1/7//1346- اندیشمک  شهادت:21/9/1360- عملیات طریق القدس محل دفن: اندیمشک (قطعه قدیم)

 

۱۰
آذر


بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی پیش یکی از دوستانم پرسیدند، شما که اینقدر از سبک زندگی اسلامی دم می زنید، اصلا کتابی در این مورد نوشته شده؟ ما چجوری سبک زندگی اسلامی رو یاد بگیریم که بتونیم رعایتش کنیم؟

گفتم اتفاقا کتاب های زیادی در این مورد نوشته شده و چند موردش رو بهش معرفی کردم.


http://images.khabaronline.ir/Images/news/Larg_Pic/19-12-1391/IMAGE634984244411247148.jpg

 امروز یکی از مهمترین این کتاب ها رو میخوام بهتون معرفی کنم. کتاب مفاتیح الحیاة،که اثر ارزشمند علامه جوادی آملی است.

این کتاب به چهاربخش تقسیم بندی شده:

1. ارتباط انسان با خود

2. ارتباط انسان با دیگران

3. ارتباط انسان با طبیعت

4. ارتباط انسان با حیوانات

در این کتاب از احادیث معتبری استفاده شده. احادیثی کاربردی که عمل کردن به اون ها باعث زندگی بهتر برامون میشه.  اگه واقعا قصد داریم سبک زندگیمون اسلامی باشه و جامعه مون رو تبدیل به اون مدینه فاضله آرمانی کنیم، بهتره این کتاب رو مطالعه کنیم و به احادیثش عمل کنیم. امام باقر علیه السلام می فرمایند:

آنکه به دانسته هایش عمل کند خدا آنچه نمی داند را به او یاد می دهد1.

http://safirfilm.ir/wp-content/safirclip/images/life-style/After%20Bath.jpg


برای دانلود مفاتیح الحیاة کلیک کنید.

معرفی کتاب های بیشتر در مورد سبک زندگی اسلامی اینجا

منبع:

1.بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 189: مَن عَمِلَ بِما یَعلَمُ عَلَّمَهُ اللهُ ما لَم یَعلَم.

۰۹
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی حرفه ها مسئولیت سنگین تری نسبت به دیگران برعهده دارند. چون مردم حرف های اون ها رو باور می کنند. مثلا روزنامه نگارها. اگر بخاطر اغراض سیاسی یا بهره برداری های حزبی حرف ها رو اشتباه منتقل کنند یا اینکه سر و ته بعضی حرف ها رو بزنند و مطلب رو نصفه نیمه به خورد مخاطبان بدهند یا حتی مطلب درستی رو در زمان نامناسبی منتشر کنند، حتما باید پاسخگوی اعمالشون باشند؛ چون با این کار باعث می شن که مردم از کسی متنفر شوند یا به طور اشتباه به شخصی اعتماد کنند یا حتی دشمن رو امیدوار کنند.


http://uupload.ir/files/f652_ghol_sadid.jpg

خداوند در قرآن می فرمایند:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً : ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای الهی پیشه کنید و سخن استوار برانید1.

در این آیه خداوند از مومنین می خواهند که تقوا داشته باشند و سخن درست و مطابق با واقع بگویند. طوری صحبت نکنند که نیمی از واقعیت را بگویند و نیمی از آن را پنهان کنند. از ویژگی های قول سدید این است که حرف مطابق با واقع، در زمان مناسب و دور از فساد و دو به هم زنی و برای خدا باشد، نه بخاطر حب و بغض های خودمون. اصولا هرجا که قید برای خدا رو در کارهامون رعایت کنیم، اون کار درست و حساب شده خواهد بود.

انگار خدا در این آیه یکی از شرایط رعایت تقوا را قول سدید معرفی کرده. پس اگر می خواهیم تقوا را رعایت کنیم باید مواظب صحبت کردن هامون هم باشیم.

نکنه گاهی به خاطر دنیای دیگران، آخرت خودمون رو به باد بدیم. سعی کنیم، تمرین کنیم برای خوب بودن.

ان شاالله که تمامی صحبت هامون از نوع قول سدید باشه.



حجة الاسلام و المسلمین پناهیان در این زمینه سخنرانی زیبایی دارند، میتونید در اینجا بخونید.

منبع:

1. سوره احزاب، آیه 70 و سوره نساء، آیه 9


۰۸
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم


http://www.azmezohoor.lxb.ir/upload/a/azmezohoor/image/azmezohoor%20(15).jpg

هربار که شروع به نماز خواندن می کرد، همه ی خانه را زیر نظر داشت. گاهی حتی حواسش به اخبار تلویزیون هم بود و بعد از اتمام نماز راجع به بعضی خبرها مطالبی هم می گفت؛ اما مدتی بود که در فکر بود. ابراز ناخرسندی می کرد از نمازهایش.

برایش این روایت را خواندم:

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کسی که دو رکعت نماز بخواند و بداند در آن ها چه می گوید، نمازش که تمام شد، گناهی بین او و خداوند باقی نمی ماند1.

روایت را که شنید، چهره اش عوض شد. گفت از این به بعد مواظب تک تک جملات نمازهام هستم. سعی می کنم در اتاقی تنها و به دور از شلوغی ها با خدا خلوت کنم. تمرین می کنم که حضور قبل داشته باشم. تصمیم گرفته بود، نمازهایش را به بهترین شکل بخواند.

یکی از بهترین راه های حضور قلب در نماز، توجه به معنی نماز است. هر عبارتی رو که به زبان میاریم، به معنی و مفهومش هم توجه کنیم، اینطوری دیگه موضوعات دیگه مجال جلوه نمایی پیدا نمی کنند.

یکی دیگر از راه ها هم داشتن جای مخصوص نماز در اتاقی خلوت و آرام است. اینکه اتاق خالی باشه ، کمک بزرگی به حضور قلب می کنه، چون دیگه وسیله ای نیست که ما رو یاد خاطره یا مطلبی بیاندازه و حواسمون رو پرت کنه.

ان شاالله که نمازهامون مورد قبول درگاه احدیت قرار بگیره.

برخی پرسش و پاسخ ها درباره اهمیت و شرایط نماز اینجا هست، اگه شما هم سوال هایی دارید میتونید سری بزنید.


منبع:

1.الکافی، ج 12، ص: 266: مَن صَلّی رَکعَتین یَعلمُ ما یقولُ فیهما اِنصَرفَ و لیس بینه و بینَ اللهِ ذنبٌ

۰۶
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم


http://www.anaj.ir/Upload/Image/2016/04/Orginal/d34783de_9526_41cd_863f_8da27b7b6a12.jpg

این روزها وارد هر جمعی که میشیم یه عده هستن که فقط حضور فیزیکی در جمع دارن، اما غرق در گوشی یا تبلت تو دنیای دیگه ای هستن... بدتر از اون اینه که گاهی خونواده ها به خاطر اینکه با خیال راحت به مهمونی و یا کارهاشون برسن به بچه های کوچیک گوشی و تبلت رو میدن و با خیال راحت به دنبال کارهاشون میرن. حتی گاهی ابراز خوشحالی می کنند از اینکه بچه های کوچکشون در این سن اینقدر با مهارت از فضاهای مجازی استفاده می کنند.

 این فضاها برای جوانان هم گاهی اصلا مفید نیستند چه برسه به بچه هایی که هنوز قدرت تشخیص ندارند.

یکی از مشکلات بعضی از والدین این هست که اصلا فکر نمی کنند که مسئولیت بزرگی در قبال بچه ها دارند و فکر می کنند همین که امکانات مادی اون ها رو برآورده کنند دیگه کافیه در حالیکه اون ها از حالا باید به فکر رشد روحی فرزندانشون باشند. یکی دیگه از مشکلات هم بحث تک فرزندی هست که بچه ها رو وابسته به گوشی و تلویزیون و ... میکنه اما اگه تو خونه چندتا بچه باشن ، بچه ها باهم سرگرم میشن. من اینقدر می بینم خونواده هایی رو که چندتا بچه دارن بچه ها از صبح تا شب باهم مشغول بازی هستن.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: فرزندان خود را شنا و تیراندازی تعلیم دهید1.

اگه ما بچه هایی سالم و صالح میخوایم از حالا باید برای اون ها برنامه ریزی کنیم. باید براشون وقت بگذاریم. با بچه هامون بیرون بریم. خودمون سعی کنیم مهارت های مختلف رو بهشون آموزش بدیم. چرا همیشه انتظار داریم که بچه ها در مهدها و مدارس آموزش ببینند؟ خیلی از مهارت ها رو بچه ها باید در خانواده آموزش ببیینند.

پیامبرخدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: مِهر خداوندى از آنِ کسى باد که فرزند خود را در نیکو شدنش یارى دهد. (روایتگر حدیث مى گوید: به حضرت عرض کردم: چگونه مى تواند او را در نیکو شدنش یارى دهد؟) حضرت فرمودند: کارى را که بآسانى انجام داده است از وى بپذیرد؛ از کارى که انجام دادن آن برایش سخت است درگذرد؛ او را به کارى بیش از توانش وا ندارد؛ و وى را نادان نپندارد2.

ان شاالله که بتونیم والدین خوبی برای بچه هامون باشیم و اون ها رو به بهترین نحو ممکن تربیت کنیم.

برای مراجعه به احادیث بیشتر در رابطه با آموزش فرزندان به اینجا مراجعه کنید.


منابع:

1.وسائل الشیعه-جلد 15- ص 194: عَلِّمُوا اَولادَکُم السِّباحَة وَ الرِّمایة

2.کافی، ج 6، ص 50: رَحِمَ اللّهُ مَنْ أَعانَ وَلَدَهُ عَلى بِرِّهِ (قالَ: قُلْتُ: کَیْفَ یُعینُهُ عَلى بِرِّهِ؟) قالَ: یَقْبَلُ مَیْسُورَهُ وَیَتَجاوَزُ عَنْ مَعْسُورِهِ وَلایـُرْهِقـُهُ وَلایـَخْـرَقُ بِهِ...

۰۵
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم


http://hojrehmajazi.ir/image_user/news/10923613521621453181771481911033235114216.jpg_20151029114434.gif

گاهی بعضی خانم ها با کوچکترین مسأله ای انقدر ابراز ناراحتی می کنند، که تمام تلاش ها و محبت های همسرشون رو نادیده می گیرن و شروع به صحبت هایی می کنند که خودشون هم بعد از گذشت زمان کوتاهی از اون حرف ها احساس پشیمانی می کنند؛ اما گفتن این حرف ها اثر بدی در روحیه همسر اون ها خواهد داشت. وقتی مرد می بینه که زحماتش اصلا دیده نمی شوند از نظر روحی واقعا آسیب می بینه.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر زنی که به شوهرش بگوید : «من هرگز از روی تو خیری ندیده ام» اعمالش بر باد می رود1.

چقدر بهتره که در ناملایمات زندکی قبل از گفتن هر حرفی کمی فکر کنیم تا هم اعمالمون حفظ بشه و هم زندگی مون. اگه نگاهمون به زندگی خدایی بشه، دیگه سر هر چیزی هم ناراحت نمیشیم و هر موضوعی رو برای خودمون یا امتحان الهی می بینیم یا به پای انجام وظیفه مون میگذاریم.

همونطور که در روایات به حق و حقوق زن اشاره شده و به آن سفارش شده متقابلا به حقوق مرد هم اشاره شده و چقدر روایت در مورد صبر بر اخلاق بد همسر هم داریم. حتی اگه به وجه اسلامی این قضیه هم توجه نکنیم اگه بخواهیم زندگی خوب و سرشار از آرامشی داشته باشیم بهتره که در زندگی باهم کنار بیاییم.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم به امیرالمونین علی علیه السلام می فرمایند: خدمت به خانواده، کفاره گناهان بزرگ، موجب فرونشاندن خشم الهی، مهریه حوریان بهشتی و موجب فزونی حسنات و درجات است. ای علی! به خانواده خدمت نمی کند مگر صدّیق یا شهید یا مردی که خدا برایش خیر دنیا و آخرت را خواسته است2.


برای مطالعه احادیث بیشتر درباره حقوق متقابل زوجین نسبت به هم کلیک کنید.

منبع:

1.من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 440: أیُّما إمرأةِِ قالت لِزوجها: ما رأیتُ قَطُّ مِن وجهِک خَیرا فقد حَبِط عَمَلُها

2.جامع الاخبار، ص 103: یا علی! خدمةُ العیالِ کفارةُُ للکبائرِ و یطفیُ غضبَ الرَّب و مهورُ حورِ العینِ و یزیدُ فی الحسناتِ و الدرجاتِ. یا علیُّ! لا یخدمُ العیالَ الا صدیقُُ أو شهیدُُ أو رجلُُ یریدُ اللهُ بهِ خیرَ الدنیا و الآخرة


۰۵
آذر


بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی ها هستن که اصلا رعایت حال دیگران رو نمی کنند. شاید هم اصلا متوجه برخوردهای اشتباه خودشون نیستن. مثلا وقتی کسی در حال صحبت کردن است، به این بهانه که اگر من الان این حرف رو نگم بعداََ یادم میره، حتی بدون عذرخواهی شروع می کنند به صحبت کردن. و اصلا متوجه نیستن که این کار چقدر طرف مقابلشون رو ناراحت می کنه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: هر که در میان سخن برادر مسلمانش وارد شود، چنان است که چهره او را بخراشد1.

گاهی با رعایت کردن مسائل کوچک در برخورد با دیگران میتونیم از خیلی ناراحتی ها و دلخوری ها جلوگیری کنیم. در سبک زندگی اسلامی به ریزترین مسائل در زندگی جمعی دقت شده.

اینکه در جمع زندگی کنیم و بتونیم با همه دوست باشیم و کسی رو از خودمون ناراحت نکنیم ، واقعا مهارت می خواهد و اگر ما به آموزه های دینمون عمل کنیم ، میتونیم شاهد این موضوع باشیم.

ان شاالله که بتونیم به هر آنچه که آموخته ایم عمل کنیم.


http://ahlolbait.com/files/65/image/negah.jpg


منبع:

1. میزان الحکمة، ج 7، ص 404: مَن عَرضَ لِأخیهِ المُسلِمِ (المتکلِّم) فی حَدیثِه فکأنَّما خَدَشَ وَجهَه


۰۳
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

دیدید بعضی ها چقدر روی مقدار غذایی که میخورن و مقدار کالری هایی که وارد بدنشون میشه حساس هستن؟ با چه دقت و ظرافتی غذاها رو انتخاب می کنن و حتی تعداد کالری ها رو میشمرن؟ چرا؟ چون تناسب اندامشون براشون خیلی مهمه.

آیا ما هم اینقدر روی اعمالمون حساس هستیم؟ آیا نگران اعمال بدمون هستیم و همون قدر وسواس رو اونها داریم؟ آیا دائم مواظب هستیم که چه کاری رو انجام بدیم و چه کاری رو انجام ندیم؟

http://sahebnews.ir/files/uploads/2013/08/Untitled-1.png

امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

از ما نیست کسى که هر روز اعمال خود را محاسبه نکند تا اگر نیکى کرده از خدا بخواهد بیشتر نیکى کند و خدا را بر آن سپاس گوید و اگر بدى کرده از خدا آمرزش بخواهد و توبه نماید1.

یکی از بهترین کارهای ممکن این است که اول نقطه ضعف های خودمون رو بشناسیم. چند روزی تمام اعمالمون رو ثبت کنیم. و شب ها به خودمون نمره بدیم. ببینیم در روز چقدر اشتباه داریم و چقدر کار درست؟ برای اشتباهاتمون حواسمون رو بیشتر جمع کنیم و برای خودمون تنبیه یا تشویق قرار بدیم تا دیگه اون کارها رو انجام ندیم. اینطوری در طول روز مواظب کارهامون هستیم و بیشتر به خدا نزدیک می شویم.

ان شاالله که بتونیم هر روز با اعمالمون بیشتر به خدا نزدیک بشیم.


منبع:

1. الاختصاص ص 26 و ص 27: لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فى کُلِّ یَوْمٍ فَاِنْ عَمِلَ خَیْرا اسْتَزادَ اللّه‏َ مِنْهُ وَ حَمِدَ اللّه‏َ عَلَیْهِ وَ اِنْ عَمِلَ شَیْئا شَرّا اسْتَغْفَرَ اللّه‏َ وَ تابَ اِلَیْهِ

۰۲
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم


http://www.beytoote.com/images/stories/religious/hhr605.jpg

شنیدید میگن محبت، محبت میاره؟ هر کسی یه روشی برای ابراز محبتش داره. بعضی هم از اون دسته افرادی هستن که شاید دیگران رو خیلی دوست داشته باشن اما اصلا اهل ابراز کردن نیستن. یکی از راه های ابراز محبت به کسانی که دوستشون داریم هدیه دادن هست.

خیلی خوبه که با دلیل و بی دلیل هدیه بدیم. اینطور میتونیم در دلها محبت بکاریم. این هدیه دادن برای اهل خانه خیلی اهمیت بیشتری داره. اگه از کودکی در قلب فرزندانمون محبت بکاریم و اون ها رو از این نظر تأمین کنیم، میتونیم برای آینده اون با اطمینان برنامه ریزی کنیم و خیالمون راحت باشه. (البته که خیلی مسائل هم دست ما نیست و باید به خدا بسپریم، اما ما هم وظیفه داریم که هر آنچه که در توانمون هست رو انجام بدیم.)

اگه به بهانه تشویق یا هر بهانه ای به بچه هامون هدیه بدیم، اون ها رو از نظر عاطفی بیمه کردیم. لازم نیست هدیه هامون حتما هدیه های آن چنانی و گرونی باشه، مهم اینه که اون محبت و دوست داشتن از اون هدیه مشخص بشه.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند: به یکدیگر هدیه دهید، تا نسبت به همدیگر با محبت شوید. به یکدیگر هدیه دهید؛ زیرا هدیه کینه ها را می برد1.

ان شاالله که بتونیم خلق و خوی خودمون رو به پیامبر خوبی ها نزدیک کنیم.


منبع:

1. کافی، ج 5، ص 144: تَهادَوا فَإِنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائِنِ

۰۱
آذر


بسم الله الرحمن الرحیم


http://media.isna.ir/content/22-474.jpg/3

طبق معمول هر هفته بازهم دوستان دور هم جمع شده بودند. غایب بودن یکی از دوستان بهانه ای شد برای حرف هایی که بوی خوبی نداشت؛ انگار کم کم شوخی ها داشت تبدیل به حرف هایی می شد که باعث بی آبرو شدن دوستشان می شد. با خودش خیلی کلنجار رفت که بمونه یا بره، نه دوست داشت بزم دوستانه رو ترک کنه ، نه دلش میخواست شنونده ی این حرف های آزار دهنده باشه. کمی فکر کرد، تأمل رو جایز ندونست. اصلا درست نبود که فقط به خاطر سرگرم بودن چند دقیقه ای آبروی کسی برده بشه. بلند شد و با قاطعیت از دوستش دفاع کرد و بحث رو کلا عوض کرد.

طوری قاطعانه برخورد کرد که نه دیگه این بحث تکرار بشه و نه بزم بهم بخوره. دوستانش رو نصیحت کرد که ممکنه هر کدوم از ما نقطه ضعف هایی داشته باشیم ، اما قرار نیست این نقاط ضعف، موضوعی باشه برای دورهمی ها. بهتره دورهمی هامون رو سالم برگزار کنیم که هم به خودمون خوش بگذره و هم گناهی انجام ندیم.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:

هر که از آبروی برادر خویش دفاع کند، خدا آتش را از چهره وی باز دارد1.


منبع:

1. نهج الفصاحه، ص3014